محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
54
خلاصة الحكمة ( فارسى )
رجا رَجَا : احوالى است كه بعض زنان را به هم مىرسد ، شبيه به آبستنى از تغير رنگ و احتباس طمث و انضمام فم رحم و گاه سختى و احساس به حركتى مانند حركت جنين به يمين و يسار و حجمى مانند حجم آن نيز درمىيابد و آن را آبستنى كاذب مىنامند و صاحب آن خواهش دارد كه او را آبستنى صادق به هم رسد و سبب آن مادهء بلغمى لزج است كه در رحم او ريزد و چون در آن ، حرارت بسيار است ، آن را منعقد نمايد به صورت قطعه لحمى مدور و از آن آثار آبستنى ظاهر گردد . و گفتهاند كه قطعه لحمى است كه به يونانى « مولى » نامند و مولى اسم « رحا » است - به حاء مهمله - پس بنابراين اصح « رحا » است به حا ، نه رجا به جيم است . و وجه تسميهء آن يا به جهت مدور بودن آن و يا به جهت ثقل آن است ؛ مانند رحا كه سنگ آسياست . « 1 » ردائت لون بشره / فساد لون ردائت لون بشره [ فساد لون ] : يعنى تغيير رنگ از مجراى طبيعى به سوى آن كه مشابه خلط غالب باشد ، مثل زردى و سياهى در يرقان و غلبهء رصاصيت در بلغم و شدت سرخى در خون . و شيخ الرئيس مىفرمايد : « رنگ جلد مستحيل مىشود به سياهى به سبب آفتاب يا سردى يا هوا يا قحل يا قلت استحمام يا تناول طعامهاى شور و گوشت نمك سود يا استحالهء خون به سوداويت و مستحيل مىشود به زردى به سبب اسباب زرد كنندهء رنگ كه آن طول امراض و غموم و فقدان غذا و كثرت جماع و اوجاع و حرارت شديد هوا و شرب آبهاى ايستاده است و از مأكولات نانخواه و كثرت شميدن او حتى كه نظر بدان چنانچه گفتهاند و سركه و ادمانِ او زرد كنندهء چهره است و زيره شرباً و لطوخاً به سركه و طول مقام در خانهاى كه زيرهء بسيار در آن باشد و استكثار تناول سركه و خوردن گِل ، حتى كه سدد در فوهات عروق افكند . » « 2 »
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 4 ، ص 503 .